
از منزل کفـــر تا به دين، يک نفس است
وزعالم شک تا به يقين، يک نفس است
اين يک نفس عــزيز را خوش مـــی دار
کز حاصل عمر ما همين يک نفس است
اين قــافــله عمـــر عجــب مـی گـذرد
درياب دمـــی که با طــرب مــی گـذرد
ساقی، غم فردای حريفان چه خــوری
پـتيش آر پـياله را، کــه شب می گذرد
خیام

سنگیست که ره گم نکنی

نخواد و تو بگی آره تمومه

همینکه اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه
كسی نبود حرفهای مرا گوش كند.
من هم مثل همه به گاه بی كسی و ماندگی، سراغ خدا، خدای فراموش شدهی خویش را گرفتم.
همو كه هیچگاه مرا از یاد نمیبرد!
* * * * *
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فَإِنِّی قَرِیبٌ؛ من كه نزدیكم !
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد نزدیكت میشدم..

نوشته شده توسط: طلوع http://darhavaidost.blogfa.com/
روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند. مرد از فرشتهای پرسید، شما چکار میکنید؟!
فرشته در حالی که داشت نامهای را باز میکرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل میگیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند و آنها را توسط پیکهایی به زمین میفرستند.
مرد پرسید: شماها چکار میکنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان میفرستیم.

نوشته توسط:
نوشته شده توسط :http://121alidana.blogfa.com
نظر شما چیست؟
حتی خدا غریبه ست

| هرکس خود را سلمان گفت و یا خط امامی خواند نباید بی چون و چرا مورد قبول واقع شود | |
|
مدعیان اسلام!
اسلام معیارهایی دارد - هرکس خود را سلمان گفت و یا خط امامی خواند نباید بی چون و چرا مورد قبول واقع شود - عمل و پاکی و تقوی و التزام به معیارهای اسلامی و انقلابی است که مبین و مشخص افراد می باشد.
|

منبع:http://emtedad.ir
او منتظر است تا که ما برگردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم
.jpg)
واژه های دفترم خاکستر يست
پيش از اينها حال ديگر داشتم
هرچه ميگفتند باور داشتم
ما به رنگی ساده عادت داشتيم
ريشه در گنج قناعت داشتيم
پيرها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقيل و مرتضی ست
آهن تفتيده ی مولا کجاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بيت المال روشن مانده است
با خودم گفتم تو عاشق نيستی
آگه از سرّ شقايق نيستی
غرق در دريا شدن کار تو نيست
شيعه مولا شدن کارتو نيست
اشعار از سایت سعید
خوشا آنانكه الله يارشان بى بحمد و قل هو الله كارشان بى
خوشا آنانكه دايم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بى

با همه لحن خوش آواييم
دربه در کوچه تنهاييم
اي دو سه تا کو چه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش که اين فاصله را کم کني
محنت اين غافله را کم کني

![]() |
هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور
غایب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی

و به یاری موعود آخر زمان بر می خیزد
و جهان تاریک از ظلمات را پر از عدل و روشنایی خواهد کرد.

پرده از رخ بگشاید شاید

کاش با آمدن این روز می آمدی
کاش که با آمدن این برف می آمدی
کاش با رویش این گلها می آمدی
کاش ...
نه تو سالهاست که آمده ای و منتظری، منتظر ما منتظر دلهای غبار نشسته ما ،دلهای پر گله و درد ما.
منتظر لحظه ظهور ما هم منتظریم
به آنها می آموزیم که ... دو ضربدر دو چهار می شود و یا پایتخت فرانسه پاریس است،اما بالاخره هویت و ذات وجودی آنها را کی به آنها خواهیم آموخت ؟
باید به تک تک آنها بگوییم ، آیا میدانید که شما چه هستید ؟ شما معجزه هستید و هر کدام از شما موجودی شگفت انگیز به حساب می آیید . تا به امروز ، انسان دیگری مانند شما وجود نداشته است ، پاهای شما ، دستان و بازوان شما ، انگشتان ماهر شما ، شیوه حرکت و رفتار شما ، همه مختص خود شما است .
شاید روزی برسد که شما یک ابو علی سینا ، سهراب سپهری و یا یک فردوسی باشید.
شما توانایی و استعداد هر چیزی را دارید ، آری ، شما معجزه هستید. آیا وقتی بزرگ شدید ، می توانید به انسان دیگری که همانند خود شما ، موجود شگفت انگیزی هست ، صدمه بزنید؟
شما همه باید کار و تلاش کنید ، ما همه باید بکوشیم ، تا دنیایی بسازیم که شایسته فرزندان پرارزش آن باشد.

خدای تعالی را شرابیست که به دوستان خود می آشاماند که چون آشامیدند مست میگردند و چون مست شدند ، به طرب و نشاط می آیند و چون به طرب آمدند پاکیزه می شوند و چون پاکیزه شدند گداخته می گردند ، و چون گداخته شدند از هر غل و غشی خالص می شوند ، و چون خالص شدند در مقام طلب محبوب بر می آیند و چون او را طلبیدند می بینند ، و چون یافتند به او می رسند و چون رسیدند به او متصل می شوند . و چون وجود خودشان را نزد وجود محبوب مضمحل دیدند بالمره از خود غافل می شوند و به جز از محبوب چیزی نمی بینند.

سایه اش به خدا بر سر من میاد یه روزی

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود

تو همون حس غریبی که همیشه با منی تو بهونه هر عاشق واسه زنده موندنی
